X
تبلیغات
معرفی، شخصیت و کتابهای علمی

معرفی، شخصیت و کتابهای علمی
 
قالب وبلاگ
 

بنام خدایی که هر چه دارم از اوست و متعلق به خود اوست.

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت...هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است ...

 

 

دشمن دانا بلندت می کند

بر زمینت می زند نادان دوست

[ سه شنبه چهاردهم تیر 1390 ] [ 10:16 ] [ محسن ]
 

تاریخ تمدن (کتاب)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
تاریخ تمدن
نویسنده ویل دورانت
آریل دورانت
برگرداننده امیرحسین آریان‌پور و دیگران
ناشر انتشارات علمی و فرهنگی (تهران)
محل انتشارات ایالات متحده آمریکا
تاریخ نشر ۱۹۳۵
تاریخ نشر فارسی: چاپ ششم در ۱۳۷۸
شابک ISBN 964-445-001-9
موضوع تاریخ
زبان انگلیسی
سری ۱۱ جلدی تاریخ تمدن
نوع رسانه کتاب

تاریخ تمدن (به انگلیسی: The Story of Civilization) نام مجموعه کتابی ۱۱ جلدی است که ویل و آریل دورانت دربارهٔ تاریخ زندگی انسان از دوران پیش از تاریخ تا سده هجدهم نوشته‌اند.

این مجموعه ناتمام است. دورانت می‌خواست نگارش آن را تا تاریخ معاصر غرب (تا سال ۱۹۳۳) ادامه دهند اما با مرگ هر دو، مجموعه تاریخ تمدن فقط تا جلد ۱۱ که اختصاص به دوران ناپلئون دارد پیش رفت.

در ۶ جلد نخست این مجموعه نام ویل دورانت به عنوان نویسنده آمده است و آریل دورانت، همسرش ویراستار است ولی در جلدهای بعدی هر دو نویسنده هستند.

کتاب‌های ۱۱ جلدی تاریخ تمدن عبارت‌اند از:

  1. مشرق زمین، گاهواره تمدن
  2. یونان باستان
  3. قیصر و مسیح
  4. عصر ایمان
  5. رنسانس
  6. اصلاح دین
  7. آغاز عصر خرد
  8. عصر لویی
  9. عصر ولتر
  10. روسو و انقلاب
  11. عصر ناپلئون

برای دانلود روی لینک ها راست کلیک کرده و گزینه ی save target as را انتخاب کنید :

توجه داشته باشید که حجم هر کدام از ۱۱ جلد بین ۷ تا ۱۳ مگابایت می باشد( مجموعا ۱۰۵ مگابایت )

تاریخ تمدن جلد اول – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد دوم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد سوم بخش اول – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد سوم بخش دوم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد چهارم بخش اول – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد چهارم بخش دوم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد پنجم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد ششم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد هفتم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد هشتم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد نهم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد دهم – ویل دورانت

تاریخ تمدن جلد یازدهم – ویل دورانت

 

 

[ دوشنبه سیزدهم تیر 1390 ] [ 9:4 ] [ محسن ]
 

لئوناردو داوینچی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری, جستجو
لئوناردو داوینچی

خودنگاره ای از داوینچی

خودنگاره ای از داوینچی
اطلاعات کلی
زادروز ۱۵ آوریل ۱۴۵۲
روستای وینچی , فلورانس
درگذشت ۲ مه ‌۱۵۱۹
آمبواز , فرانسه
ملیت ایتالیایی پرچم ایتالیا
آثار برجسته شام آخر
مونالیزا
زمینه فعالیت دانشمند و هنرمند


لئوناردو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - ۲ مه ‌۱۵۱۹) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دوره رنسانس است که در رشته‌های نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه شخصی برجسته بود.

عده‌ای از محققان ایتالیایی با تحقیق بر روی بازسازی اثر انگشت وی او را دارای ریشه عربی و اهل خاورمیانه برشمرده‌اند.[۱] داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. وی فردی بی‌نهایت خلاق و کنجکاو بود.او نظریات خود را در یک سلسله یادداشتهایی که بالغ بر هزاران صفحه می باشند ثبت کرده است. او طرحهای مبتکرانه‌ای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طرح اولیه هواپیما به‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را طراحی یااختراع کرد.

لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشت‌هایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه می‌توان خواند.

بیشتر شهرت جهانی او به‌خاطر نقاشی‌های شام آخر و مونالیزا است.


محتویات

[نهفتن]

زندگی

دوران کودکی

خانهٔ داوینچی در کودکی
نقاشی که به عنوان اولین کار داوینچی شناخته میشود

لئوناردو داوینچی در سال ۱۴۵۲ در یک روستای توسکانی زاده شد.او فرزند نامشروع یک ثروتمند به نام پیرو فرانسیسو دی انتونیو داوینچی و یک زن دهقان به نام کاترین بود[۲][۳].در مورد دوران کودکی لئوناردو اطلاعات زیادی در دست نیست. او ۵ سال اول زندگی خود را در نزد مادرش گذراند سپس در سال ۱۴۵۷ در نزد خانوادهٔ پدرش، پدربزرگ و مادربزگش و عمویش زندگی کرد. پدر او با یک دختر شانزده ساله ازدواج می‌کند همسر دوم پدرش لئوناردو را خیلی دوست میداشت اما در سن جوانی درگذشت.[۴] او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه دهکده محل سکونتش گذرانداما با این حال در مدرسه چندان موفق نبود اما شور و هیجان زیادی نسبت به طبیعت نشان می‌داد.[۵] او به صورت غیر رسمی هندسه و ریاضیات را نیز آموخت. وقتی او شانزده ساله بود پدرش برای بار دوم با دختر بیست ساله‌ای به نام فرانسسکا لنفردینی ازدواج کرد.[۶]

دوران جوانی

تعمید مسیح یکی از اثار داوینچی در کارگاه وروکیو

او را به شاگردی به هنرکده‌ای در فلورانس فرستادند تا نزد آندرئا دل وروکیو (۱۴۳۵-۱۴۸۸) که نقاش و پیکرتراش بود، آموزش ببیند.وروکیواز شهرت بسیاری برخوردار بود؛ به گونه‌ای که ساخت بنای یادبود «بارتولومئو کولئونی»، سردار نظامی شهر ونیز را به او سپردند.در آتلیه‌ای که قابلیت ساخت چنین شاهکارهایی را داشت، لئوناردوی جوان می‌توانست چیزهای زیادی بیاموزد. بدون شک در آنجا با رموز فنی کارهای ریخته گری و کارهای فلزی آشنا شده و آموخته‌است که چگونه با مطالعه و مشاهده دقیق مدلهای برهنه و پوشیده، تابلوها و تندیس‌هایی را پدید آورد.شمار زیادی از نقاشان و پیکرتراشان خوب، از هنر آموزان کارگاه موفق «وروکیو» بودند، ولی «لئوناردو» بسیار بهتر از یک نوجوان با استعداد بود به گونه‌ای که در هفده سالگی در کار پیکر تراشی وسایر امور مربوط به آن به استاد ماهری تبدیل شده بود وقادر بود ابزارهای پیچیده وماشین‌های مورد نیاز را پدید آورد.[۷] او همچنین به پژوهش درباره گیاهان و جانوران مختلف پرداخت تا بتواند از آنها در تابلوهایش استفاده کند؛ فزوده بر آن، دانش گسترده‌ای در باره نورشناسی، ژرفا نمایی و استفاده از رنگها کسب کرد. چنین آموزشی کافی بود که از هر نوجوان با استعداد دیگری هنرمندی برجسته بسازد، و در واقع شمار زیادی از نقاشان و پیکر تراشان خوب از هنر آموزان آتلیه موفق وروکیو بودند.او پس از اتمام آموزش به شهر میلان رفت.[۸] لئوناردو در سال ۱۴۷۲ به عضویت گروه قدیس لوقا درآمد. مرکز این گروه یا اتحادیه، که عمدتاً از داروفروشان، پزشکان، و هنرمندان تشکیل شده بود، در بیمارستان سانتا ماریانوئووا بود. احتمالا لئوناردو در آنجا فرصتی برای آموختن کالبدشکافی به دست آورد. در ۱۴۷۸ شورای شهر از او خواست نمازخانه سان برناردو در کاخ وکیو را نقاشی کند. ولی بنا به علتی، این مأموریت را انجام نداد.

دوران کهنسالی و مرگ

مرگ لئوناردو اثر ایگرس

داوینچی اواخر عمر خود را در شهر واتیکان در ایتالیا سپری نمود مکانی که رافائل و میکل آنژ در انجا فعالیت داشتند.[۹]   در اکتبر ۱۵۱۵ فرانسیس اول پادشاه فرانسه میلان را به تسخیر خود در می‌اورد. در دسامبر همان سال لئوناردو به نزد فرانسیس اول و پاپ لیئو ایکس فراخوانده میشود. به لئوناردو سفارش جدیدی برای ساخت یک شیر مکانیکی داده شد، شیری که بطرف جلو می‌توانست گام بردارد و قفسه سینه‌اش را باز کرده و خوشه‌ای از گل‌های سوسن را نمایان سازد.[۱۰][۱۱] در سال ۱۵۱۵ به خدمت فرانسیس در امد و در خانه‌ای ییلاقی در کلوس لوس در نزدیکی اقامتگاه سلطنتی جای گرفت. او سه سال پایانی عمر خویش را به همراه ملزی شاگردش در ان جا گذرانید و حقوقی معدل هزار ۱۰۰۰۰ اسکودی(واحد پول ان زمان در ایتالیا) دریافت میکرد.[۱۲] داوینچی در روز دوم ماه مه سال ۱۵۱۹ در حالی که تبدیل به یکی از دوستان صمیمی فرانسیس شده بود در کلوس لوس درگذشت. واساری اینگونه می‌نوسید که پادشاه سر داوینچی را در هنگام مرگ در اغوش گرفت هرچند که این داستان عاشقانه و رومانتیک که بسیار باب طبع فرانسویان و بسیاری از هنرمندان است بیشتر به افسانه شبیه‌است تا واقعیت.[۱۳][۱۴] واساری همچنین می‌نویسد که داوینچی به هنگام مرگ تقاضای حضور یک کشیش برای اعتراف به گناهان میکند.[۱۵] بر طبق خواستهٔ او شصت فقیر تابوت او را حمل میکنند.او در کلیسای سنت هابرت تدفین میشود.ملزی به عنوان وارث او شناخته می‌شود و تمامی پول‌ها نقاشی‌ها وسائل و دیگر اثار او به ملزی تعلق میگیرد.البته لئوناردو شریک قبلی و قدیمی اش سالای و همچنین خدمتکارش را فراموش نکرد و به هرکدام از آن دو نصف تاکستان خویش را بخشید.[۱۶]

زندگی شخصی و روابط

پرترهٔ ایزابلا دسته

داوینچی دوستان زیادی داشت که هم اکنون به خاطر زمینه‌های کاری و یا اهمیت تاریخ خود امروزه مطرح هستند اما با این حال به نظر میرسد که دوستی نزدیک و صمیمی ای با زنان به جر ایزابلا دسته نداشته است. داوینچی از او پرتره ای در یکی از سفرهای خود به همراه او به یکی از نقاط ایتالیا می کشد . پرتره ای که به نظر میرسد قرار بوده طرح اولیهٔ یک نقاشی باشد که هم اکنون گم شده است.[۱۷]

گرایش جنسی و تاثیرات آن بر هنرش

یحیای تعمید دهنده

گذشته از دوستی و روابط او با دوستانش داوینچی زندگی خصوصی خود را پنهان نگاه داشته بود. گرایش جنسی او به موضوعی برای تجزیه و تحلیل و حدس و گمان تبدیل شده بود.این روند در اواسط قرن ۱۶ شکل گرفت و در قرن‌های ۱۹ و ۲۰ دوباره احیا شد که مهمترین پژوهش در این باره توسط زیگموند فروید انجام شده است[۱۸] بیشترین رابطهٔ داوینچی با دو پسر جوان که شاگردان خود او بوده‌اند یعنی سالای و ملزی بوده‌است. ملزی احساس داوینچی به او را عشق و شهوت بیان میکند.مدارک دادگاه سال ۱۴۷۶ نشان میدهد وقتی که او بیست و چهار ساله بوده داوینچی به همراه ۳ مرد دیگر تحت قوانین سودومی دوران رنسانس به همجنسگرایی متهم می‌شود اما از این اتهام بعدها تبرئه می‌شود.[۱۹] از آن تاریخ به بعد بحث‌های زیادی پیرامون همجنسگرا بودن داوینچی و تاثیراتش بر آثارش به ویژه وجود حالت دوگانهٔ مردانه و زنانه و شهوت مشهود در تابلوی یحیای تعمید دهنده و Bacchus و دیگر آثار وی بخصوص آثار آمیخته با شهوت وی شده‌است.[۲۰]

شاگردان

 

جیان جیاکومو کاپورتی د اورنئو یا همان سالای از سال ۱۴۹۰ همراه با داوینچی زندگی می‌کرد. تنها پس از گذشت یک سال از پیوستن سالای به داوینچی، او لیستی از خرابکاری‌ها و تخطی‌های سالی فراهم کرد. لئوناردو او را دزد دروغگو کله شق و دله خطاب کرد پس از اینکه او دست کم پنج بار با پول‌ها داوینچی فرار کرد و ان‌ها را صرف کارهایی همچون خرید لباس کرد.[۲۱].اما با این حال داوینچی همواره نسبت به سالای با رفتاری بسیار محبت امیز داشت.سالای به مدت سی سال همراه با او زندگی کرد.[۲۲] سالی تعدادی از نقاشی‌های خود را به نمایش گذاشت هرچند که جرجیو واساری یکی از نقاشان معروف ایتالیا عقیده داشت که داوینچی فنون نقاشی را به خوبی به او اموخته است[۲۳] اما کارهای سالای نسبت به کارهای دیگر شاگردان داوینچی از خلاقیت هنرمندانهٔ کمتری برخوردار بود. در سال ۱۵۱۵ او مدل کاملا برهته‌ای از مونا لیزا را کشید و نام ان را مونا وانا نهاد.[۲۴]

در سال ۱۵۰۵ داوینچی شاگرد دیگری را به نام کنت فرانسیسکو ملزی اختیار نمود کسی که ادعا می‌شود محبوب‌ترین شاگر در نزد وی بوده‌است.او به همراه داوینچی به فرانسه مسافرت کرد و تا اخر عمر داوینچی در کنار او باقی ماند.پس از مرگ داوینچی تمامی کارهای او به ملزی رسید و او از انها به خوبی نگهداری کرد.[۲۵]

آثار و پژوهش‌ها

نقاشی‌ها

برجسته ترین اثر داوینچی مونالیزا مشهور به لبخند ژوکوند

لئوناردو یک نقاش پرکار نبود در حقیقت او پرکارترین نقشه کش و طراح بود.او مقاله‌های زیادی در مورد کوچکترین مسائل و طرح‌هایی ا کوچکترین جزیات را در مورد مسائلی که توجهش را جلب می‌کرد. نگهداری می‌نمود.علوه براین مقالات و طرح‌هایی مطالعات زیادی پیرامون نقاشی انجام داده‌است که از انان برای کشیدن برخی از تابلوهای معروف خود همچون باکره صخره‌ها و شام اخر استفاده نموده‌است.[۲۶] قدیمی‌ترین نقاشی داوینچی یعنی a Landscape of the Arno Valley می‌باشد که در سال ۱۴۷۳ کشیده شد و رودخانه و کوه‌ها و قلعه‌ای و مزارع کشاورزی را در جزیئیاتی دقیق نشان می‌دهد.[۲۷] [۲۸]

مونالیزا

آغاز به کار داوینچی برای کشیدن این تابلو در سال ۱۵۰۳ بود و تا ۱۵۰۷ اتمام آن به طول انجامید. بیشترین شهرت داوینچی به خاطر اثر ماندگار وی در تاریخ، مونالیزا بوده‌است.

تابلوی نقاشی مونالیزا با ابعاد ۷۷x۵۳ سانتیمتر است. نسخه‌ای را که او تهیه کرده بود از نسخه فعلی، بزرگتر بود چرا که در گذر زمان دو ستون از طرفین چپ و راست این تابلو بریده شده‌است. به همین دلیل به هیچ وجه مشخص نیست که مونالیزا در این تابلو نشسته‌است. همچنین باید اشاره کرد که بسیاری از قسمت‌های این تابلو به مرور زمان خراب و یا دوباره نقاشی شده‌است. اما با این وجود شخصیت اصلی نقاشی همچنان محفوظ مانده‌است.[۲۹]

در ۲۱ اوت سال ۱۹۱۱ تابلو مونالیزا توسط یک دزد ایتالیایی دزیده می‌شود و به ایتالیا آورده می‌شود. پس از گذشت دو سال این تابلو در زادگاه خود یعنی فلورانس دیده می‌شود و پس از انجام برخی فعالیت‌های اداری و قانونی تابلو دوباره به موزه لوور بازگردانده می‌شود.

در سال ۱۹۵۶ شخصی اقدام به پاشیدن اسید به قسمت پایینی تابلو نمود که مرمت آن سال‌ها به طول انجامید. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی شهرهای نیویورک، توکیو و مسکو میزبان این تابلو بودند.


شام آخر

این اثر هنری نشانگر صحنه‌هایی از شام آخر روزهای پایانی عمر مسیح است آنطور که انجیل به آن اشاره کرده‌است. این نقاشی بر پایهٔ کتاب یوحنا، باب ۱۳ آیهٔ ۲۱ است آنجا که مسیح می‌گوید که یکی از ۱۲ حواری‌اش به وی خیانت خواهد کرد. این نقاشی یکی از مشهورترین و باارزشترین نقاشی‌های جهان است.

پژوهش‌های علمی

برخی از مسائلی که لئوناردو بر روی ان‌ها پژوهش انجام داد به شرح زیر می باشد:[۳۰]

  • مطالعه پیرامون زمین‌شناسی و بحث‌های آن
  • مطالعه بر روی آناتومی بدن انسان اسکلت ارگان‌های داخلی و رگ ها.بیمارستان ان زمان به داوینچی جسد مردگان را برای کالبد شکافی می داد و او در حدود سی جسد را کلبد شکافی نمود و از بسیاری از اندام‌ها طرح هایی کشید. این طرح بعدها به محققین و هنرمندان کمک بسیاری برای کشیدن و شناخت بهتر بدن انسان نمود.
  • مطالعه بر روی آناتومی بدن حیوانات همچون اسب‌ها سگ‌ها و خرس ها
  • شناخت حالات چهرهٔ انسان
  • چگونگی پرواز پرندگان
  • آب و هوا و پدیده‌های اب و هوایی
  • چگونگی جاری شدن آب
  • مطالعه بر روی گیاهان و ساختارهای انان
  • نور سایه ایینه و عدسی‌ها
  • فن پرسپکتیو
  • هندسه و اجسام جامد

طرح‌های مهندسی و اختراعات

طرح یک ماشین پرنده از لئوناردو داوینچی.

داوینچی علاوه بر نقاش به عنوان یک مهندس نیز مشهور است.در نامه‌ای به دوک میلان او اظهار داشت قادر به تهیه و ساخت دستگاه‌هایی هم برای دفاع از شهر و هم برای محاصره می‌باشد.هنگامی که او به ونیز فرار کرد شاگردی را پیدا کرد که با کمک او تنواست یک سنگر متحرک را طراحی کند.او حتی طرحی برای منحرف کردن مسیر رودخانه آمو داشت ...پروژه‌ای که نیکولو ماکیاولی نیز بر روی آن کار کرد.[۳۱][۳۲] مقالات داوینچی شامل تعداد بسیار زیادی از اختراعات عملی و قابل اجرا و غیر عملی شامل آلات موسیقی پمپ‌های هیدرولیک توپ‌های بخار سپرهایی خاص و ... می‌گشت.[۳۳][۳۴]

تعداد زیادی از دست نوشته‌های داوینچی مربوط به طرح‌ها و نقشه‌های اختراعات او هستند.برخی از ابداعات او به شرح زیر است:[۳۵]

  • طراحی برخی از لباس‌های مربوط به کارنوال‌ها و فستیوال‌ها و برخی از لباس‌های زرهی
  • ماشین الات جنگی همچون سراحی یک تانک زره پوش یک تیر انداز غول پیکر و دستگاه خوف انگیز که با حرکت خود پاهای سربازان را قطع می‌کند.البته هیچ یک از وسائل بالا در زمان لئوناردو ساخته نشد.
  • سدها و کانال‌ها آب
  • یک پل چوبی که قابلیت حمل داشت و می‌توانست آن را از هم باز و دوباره سرهم کرد
  • وسائلی که با بال‌هایی که داشتند قابلیت پرواز داشتند هلیکوپتر چتر نجات و گلایدر. چتر نجات ابداعی داوینچی در قرن بیستم ساخته شد و کار کرد.
  • خط معکوس یکی دیگر از اختراعات داوینچی است. او برای این که کسی نتواند نوشته‌هایش را بخواند، نوعی خط را اختراع کرد که برعکس نشوته کمی شد و باید برای خواندن آن از آینه استفاده می‌شد.

دیگر اختراعات او شامل مسلسل، باد سنج، ساعت، تلمبه می‌شوند

[ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 15:44 ] [ محسن ]
 

میکل‌آنژ
نقاش، پیکرتراش، معمار و شاعر ایتالیایی ( 1475- 1564 )


«میکل‌آنژ» دومین پسر از خانواده «لئوناردو دی‌بوناروتی سیمونی» و «فرانچسکا دی‌نری» است. با تولد میکل‌آنژ، خانواده بوناروتی به ‌فلورانس مهاجرت كردند. مادر میکل‌آنژ پس از به دنیا آوردن سه پسر دیگر، چشم از جهان فروبست. ميكل از دوران کودکی بر خلاف میل پدر به رشته هنر علاقه داشت و سرانجام در پی جدالي سخت با پدرش، به‌ هدف والای خود رسید و در سن سیزده ‌سالگی به‌ عنوان دستیار حقوق‌بگیر در کارگاه «دومنیکو ژیرلاندایو» استخدام شد. وی نزد استادش به ‌کارآموزی پرداخت و پایه و اساس نقاشی روی دیوار مرطوب را یاد گرفت و مانند بسیاری از هنرمندان همدوره خود در فلورانس، در کلیسای کوچک «برانکاچی» به ‌تحصیل هنر مشغول شد. ميكل در ابتدا به نقاشی روی آورد، اما غریزه طبیعی او مشتاق هنر پیکرتراشی بود. از این‌ رو پیش از پايان دوره نقاشی، به عنوان استاد به ‌مدرسه مجسمه‌سازی - که «لورنتزوی مدیچی» در باغ‌های مدیچی تأسیس كرده بود - منتقل شد. هنوز سه ‌سال از عضویت وی در مؤسسه و مدرسه مدیچی نگذشته بود که «لورنتزو» چشم از جهان فروبست و  پسرش «پیِروی مدیچی» که فاقد استعداد و کیفیت هنری پدرش بود، جانشین او گرديد. در این زمان به دليل ناآرامی و قیام گروههای مختلف در فلورانس، جان بسیاری از هنرمندان مورد تهدید قرار گرفت. میکل‌آنژ بیست ساله با تیزهوشی خود، قبل از شروع جنگ به ‌اتفاق دو تن از همراهانش به ‌شهر «بولونیا» کوچ كرد. وي در بولونیا مورد استقبال یکی از اعضاء خانواده «آلدوراندی» قرار گرفت و بلافاصله براي ساخت دو تندیس از پیکر مقدسین و  مجسمه یک فرشته برای مقبره «دومنیکوس مقدس» در کلیسای «سنت پترونیوس» با آنها قرارداد بست. او پس از یک سال اقامت در بولونیا، از سوي هیأتی در فلورانس برای ايجاد سالن اجتماعات شهرداری به ‌آن شهر دعوت شد.
 
بازگشت به فلورانس
میکل‌آنژ زمانی به ‌فلورانس بازگشت که کشیشی از فرقه «دومنیکن‌ها» به ‌نام «ساوونارولا» با برقراری «تئوکراسی» و «حکومت مذهبی»، قدرت را در دست گرفته و قوانین سخت مذهبی را به‌ مردم تحمیل کرده بود. این رخدادها تأثیر زيادي بر افکار میکل‌آنژ جوان، دانته و دیگر افلاطونیان به جا گذاشت. میکل‌آنژ پس از آغاز به کار در فلورانس، مورد توجه هنر دوستان قرار گرفت و به ‌سفارش یک فروشنده آثار هنری، تابلوئی بدلی از روی نسخه اصلی «کوپیدوس» رسم كرد و بنا به خواسته کارفرما، رنگ آمیزی آن را به ‌شیوه آثار عتیقه انجام داد و بدون دریافت اضافه ‌دستمزد، شاهکاری نو از اثری قدیمی خلق كرد. این تابلو  به ‌عنوان یک اثر اصیل و عتیق به ‌«رافائل ریاریو»، اسقف کلیسای جورجیوی مقدس در رم، فروخته شد. پس از مدتی، اسقف ریاریو متوجه این کلاهبرداری شد و فروشنده را مجبور به‌ بازپرداخت مبلغ دریافتی كرد. «اسقف ریاریو» که شیفته کار هنرمندانه نقاش جوان شده بود، او را به رم دعوت كرد.
 
اولین اقامت در رم
میکل‌آنژ دعوت اسقف را پذیرفت و در سال ۱۴۹۶، برای اولین بار به‌ رم رفت. این اقامت تا سال ۱۵۰۱ به‌ طول انجامید. در همان ماههای اول، امید هنرمند نابغه به‌ اسقف هنردوست، تبدیل به ‌نااميدي شد. او حتی مورد حمایت «پیرو دی ‌مدیچی» - که به ‌عنوان تبعیدی در رم زندگی می‌کرد - قرار نگرفت؛ تا اینکه بر اثر آشنایی با يك نجیب‌زاده رومی به ‌نام «ژاکوپو گالی»، با اسقف فرانسوی «ژان دو ویلار» آشنا شد و از هر دو نفر سفارش ساخت تندیس‌های «کوپیدوس»، «باخوس» و «پی‌یتا» را دریافت كرد.
 
بازگشت دوباره به ‌فلورانس
اولین اقامت میکل‌آنژ در رم به ‌مدت پنج‌سال به طول انجامید. در این زمان، فلورانس صحنه ناآرامی‌ها و مبارزه هاي سیاسی بود. ورود سربازان فرانسوی به ‌خاک ایتالیا از یک سو و حکومت مذهبی اسقف «ساوونارولا» و سقوط نهایی آن از سویی دیگر، همچنین جنگهای خارج از منطقه و پایداری نیروهای مقاومت مردمی، محیط نامساعدی را برای هنر و هنرمندان به وجود آورده بود. در چنين وضعيتي، پدر میکل‌آنژ «لودوویکو بوناروتی» که در زمان ناآرامی‌ها شغل اداری خود را از دست داده بود، به ‌منظور کسب حمایت فرزندش از او خواست تا به فلورانس بازگردد. سالهای اقامت میکل‌آنژ در فلورانس، سالهای کار مداوم، توأم با رنج و سختی و تأمین معاش پدر و برادران خودخواهش بود.
 
تندیس داوود
طراحي و ساخت «مجسمه داوود» که بیشتر به ‌یک معجزه در قانون تعادل شبیه ‌است، فکر میکل‌آنژ را به‌ خود معطوف داشت. این مجسمه از سنگ ‌مرمر بزرگی ساخته شده که چهل‌سال پیش از میکل‌آنژ، پیکر تراش دیگری به ‌نام «آگوستینو دانتونیو» بدون کسب موفقیت، اقدام به ساخت آن کرده بود. این تخته‌سنگ همچنان دست نخورده در گوشه‌ای قرار داشت. میکل‌آنژ موفق شد تندیس داوود را بدون در نظر گرفتن سرگذشت تاریخی و سنت نهفته در آن خلق نماید. اجرای این کار هنری به دور از چشم همگان و در محیطی بسته انجام گرفت و پس از پرده‌برداری، تحسين و تعجب همگان را برانگيخت. بهترین هنرمندان فلورانس مأموریت یافتند تا مناسب ترين محل را برای این مجسمه انتخاب کنند. سرانجام به اتفاق آراء، ایوان کاخ «سینوریا» را برای این کار برگزيدند. «مجسمه داوود» در سال ۱۸۸۲ به ‌یکی از سالن‌های «آکادمی هنر» منتقل شد.
 
اقامت دوباره در رم (۱۵۰۵ - ۱۵۰۶)
میکل‌آنژ به‌ محض ورود به ‌رم، سفارش بزرگی از جانب «پاپ ژولیوس» دریافت كرد. ژولیوس دوم در نظر داشت مقبره‌ای باشکوه در زمان حیات بنا کند تا پس از مرگش، جلال و جبروت وی را نمایان سازد. از این رو میکل‌آنژ، این استاد مسلم در معماری، نقاشی و پیکرتراشی، شایسته‌ترین فردي بود که می‌توانست طرح مقبره پاپ را به ‌نحو احسن به ‌مرحله اجرا درآورد. او پس از تهیه نقشه‌های ساختمانی، به مدت یک سال در معادن سنگ‌مرمر «کارارا» مشغول انتخاب و نظارت بر برش و حمل‌ سنگ‌های مورد نیاز خود بود. پس از بازگشت به ‌رم و ورود سنگ‌های مرمر، کار ساختمانی با شتاب و علاقه مندی آغاز شد و ژولیوس با پیگیری و نظارت بر امور، مشوق او در اين كار بود. پس از مدتی، اخلاق و رفتار پاپ تغییر كرد و در غیاب میکل‌آنژ، معمار و هنرمند دیگری را به ‌نام «برامانته» - که رابطه خوبی هم با میکل‌آنژ نداشت - استخدام كرد.
 
باز گشت به ‌فلورانس برای بار سوم
«پاپ ژولیوس دوم» درصدد طرح نقشه جنگ و فتح ایالات بیشتری بود. به همين دليل، از هزینه‌های سنگین معماری و خرید سنگ مرمر کاملأ منصرف شده و در پی مجازات کسانی برآمد که چنین هزینه اي را به او تحمیل کرده بودند. میکل‌آنژ که چنين خطري را حس کرده بود، به ‌طور ناگهانی رم را ترک کرد و قبل از اینکه مأموران پاپ ‌او را دستگير كنند، در آوریل ۱۵۰۶ ‌به فلورانس رفت. وي در آنجا مورد حمایت همشهریان خود قرار گرفت و احساس امنیت مي كرد. ميكل از پذیرش هرگونه سفارشی از رم سر باز زد و تمام مدت تابستان را در فلورانس به ‌سر برد. فعالیت هنری او در این مدت، محدود به ‌تکمیل تابلو «صحنه جنگ» بود.
 
مجسمه پاپ ژولیوس دوم در بولونیا
پس از فرار میکل‌آنژ از رم، «پاپ ژولیوس» لشکرکشی بر ضد بولونیا را پیروزمندانه به پایان رساند و میکل‌آنژ را با تضمین بیشتری به‌ کار دعوت كرد. هنرمند فلورانسی و ژولیوس، هر دو دارای طبعی سرکش بودند، اما گرایش و جاذبه‌ای دو جانبه، آنها را به ‌هم نزدیک می‌كرد. پاپ از میکل‌آنژ خواست تا مجسمه او را به ‌شكلي که نمایش دهنده پیروزی قدرتمندانه وی باشد، از برنز ساخته و در قسمت ورودي «کلیسای پترونیوس مقدس» در بولونیا نصب کند. با اينكه میکل‌آنژ در  زمينه کارهای برنزی تجربه كافي نداشت، به‌ اتکای هنرمندان و استادان دیگر، این کار را پذیرفت، اما هیچ کس نتوانست در این کار بزرگ او را یاری دهد. این بار هم هنرمند توانا از نبوغ ذاتی خود استفاده كرد و مجسمه‌ای بی‌نظیر از برنز خلق نمود که پاپ را در حالت نشسته و خرقه‌ بر دوش، با عصای فرمانروایی و کلید شهر در دست، همچون سرداران بزرگ و در حال فرمان دادن نشان می‌داد. این مجسمه سه سال پس از انقلاب به ‌وسیله مردم بولونیا که از استبداد مذهبی ژولیوس به‌ جان آمده بودند، نابود شد.
 
سومین اقامت در رم
میکل‌آنژ با ‌اراده خود به نزد كارفرمايش در ‌رم رفت. او مایل نبود کار ساختمانی مقبره پاپ را به ‌انجام برساند، بلکه در نظر داشت تزئین «کلیسای سیکستینی» را که در سفر دومش به ‌رم، او را از اجرای آن منع کرده بودند، ادامه دهد. پیش از این، رقبای وی کفایت او را در هنر نقاشی مورد سؤال قرارداده و او را شایسته اجرای چنین طرح بزرگی نمی‌دانستند. میکل‌آنژ كه از تسلط نسبی خود به ‌این هنر آگاهی داشت، کار هنرمندانه خود را با دغدغه‌ای مبارزه‌جویانه آغاز کرد. تزئین سقف کلیسا حدود چهار سال و نیم طول کشید. این شاهکار هنری به ‌عنوان یکی از باشکوه‌ترین آثار میکل‌آنژ شناخته شده‌ است. او از همان ابتدا، طرح مورد نظر پاپ را تغییر داد و به جای دوازده حواریون مسیح، صدها منظره از آفرينش آدم، سِفر  پیدایش، پیامبران پیش از مسیح و طوفان نوح و دیگر روایات انجیلی به ‌تصویر کشید.
 
آرامگاه ژولیوس دوم
میکل‌آنژ پس از اتمام رنگ‌آمیزی سقف «کلیسای سیکستینی»، بلافاصله عملیات ساخت مقبره پاپ را آغاز كرد. چهار ماه بعد، در سال ۱۵۱۳، پاپ ژولیوس دوم درگذشت و وارثان او، قرارداد طرح کوچکتری را به‌ میکل‌آنژ تحمیل كردند. «مجسمه موسی» یکی دیگر از کارهای معروف اوست که در «کلیسای سن پیترو» در «ونیکولی» رم قرار دارد. «تندیس برد‌گان» که وابسته به مقبره ژولیوس دوم بود، در موزه «لوور» به نمايش گذاشته شد.
 
کلیسای مدیچی سن لورنسو
پس از مرگ «ژولیوس دوم»، جانشین وی «لئوی دهم» به ‌تخت نشست و در این رهگذر، خانواده مدیچی که از وابستگان لئوی دهم بودند، با اعمال قدرت و فريب، نفوذ خود را در فلورانس گسترده و جو دوران استبدادی حکومت «ساوونارولا » را دوباره حاکم کردند. میکل‌آنژ از یک سو، این خانواده را دوست و حامی و کارفرمای خود می‌دانست و از سوی دیگر، حامي جمهوری فلورانس بود. این امر، تعارضی آشتی‌ناپذیر را ميان روابط دوستانه او با خانواده مدیچی و باورهاي سیاسی اش به وجود مي آورد.
میکل‌آنژ تحت تأثیر این تحولات سیاسی، عملیات ساخت مقبره «ژولیوس دوم» را به شكل ناتمام رها کرد و طرح دیگری را که خانواده مدیچی به ‌او پیشنهاد کرده بود، پذیرفت. این کار جدید شامل تزيین نمای خارجی کلیسای خانوادگی مدیچی به نام «سان لورنسو» در فلورانس بود که قرارداد آن در ژانویه سال ۱۵۱۸ امضاء شد. در این زمان، میکل ‌آنژ ۴۴ سال داشت و دوران جوانی را پشت سر گذاشته بود. وي بار دیگر برای نظارت بر کار و انتخاب سنگ مرمر به ‌«کارارا» رفت. سرانجام، این قرارداد نیز با شكست در اهداف خود، لغو شد. میکل‌آنژ دوازده‌ سال دیگر از عمرش را در فلورانس گذراند و به ‌سفارشات خانواده دمدمی ‌مزاج مدیچی گردن نهاد. «میکلانجلو دی ‌لودوویکو بوناروتی سیمونی»، هنرمند و نابغه عصر خود در تاریخ ۱۸ فوریه ۱۵۶۴، در رم دیده از جهان فروبست و در «کلیسای استاکروس» شهر فلورانس به خاك سپرده شد.
 
 
آثار هنری میکل‌آنژ
- مادونا روی پله - نقش‌اندازی روی مرمر - فلورانس - خانه بوناروتی - تاریخ ۱۴۸۹ - ۱۴۹۲
- جنگ دو پیکر - نقش‌اندازی روی مرمر - فلورانس - خانه بوناروتی - تاریخ ۱۴۹۲ - ۱۴۹۳
- باخوس مست - تندیس - رم - تاریخ ۱۴۹۶ - ۱۴۹۷
- پی یتا - تندیس - فلورانس - تاریخ ۱۴۹۸ - ۱۴۹۹
- داوود - تندیس - فلورانس - تاریخ ۱۵۰۱ - ۱۵۰۴
- مجسمه برای مقبره پاپ - بردگان در حال مرگ - تندیس موسی - تاریخ ۱۵۰۵ - ۱۵۱۵
- نقاشی سقف کلیسای سیکستینی - رم - تاریخ ۱۵۰۸ - ۱۵۱۲
- مقبره خانوادگی مدیچی - فلورانس - تاریخ ۱۵۲۰ - ۱۵۳۴
- کتابخانه مدیچی - لورنسیانا - فلورانس - تاریخ ۱۵۲۴ - ۱۵۲۶
- صحنه رستاخیز - نقاشی - رم - کلیسای سیکستینی - تاریخ ۱۵۳۴ - ۱۵۴۱
- معماری گنبد کلیسای پترز - رم - تاریخ ۱۵۴۷
 
میکل‌آنژ شاعر
ميكل آنژ در کنار آثار هنر تجسمی، تعدادی غزل نيز در وصف محبوبه خود، «ویتوریا کولونا» و دوست عزیزش «توماسو دی‌کاوالیری» و دانته سروده ‌است که بيانگر ذوق لطیف اوست.

[ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 15:40 ] [ محسن ]
 

کفشهایم کو

كفش‌هايم كو،
چه كسي بود صدا زد: سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.
مادرم در خواب است.
و منوچهر و پروانه، و شايد همه مردم شهر.
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه‌ها مي‌گذرد
و نسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا مي‌روبد.
بوي هجرت مي‌آيد:
بالش من پر آواز پر چلچله‌هاست.

صبح خواهد شد
و به اين كاسه آب
آسمان هجرت خواهد كرد.

بايد امشب بروم.
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم.
هيچ چشمي، عاشقانه به زمين خيره نبود.
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد.
هيچ كسي زاغچه‌يي را سر يك مزرعه جدي نگرفت.
من به اندازه يك ابر دلم مي‌گيرد
وقتي از پنجره مي‌بينم حوري
- دختر بالغ همسايه -
پاي كمياب‌‌ترين نارون روي زمين
فقه مي‌خواند.

چيزهايي هم هست، لحظه‌هايي پر اوج
(مثلا" شاعره‌يي را ديدم
آن‌چنان محو تماشاي فضا بود كه در چشمانش
آسمان تخم گذاشت.
و شبي از شب‌ها
مردي از من پرسيد
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟)

بايد امشب بروم.

باید امشب چمداني را
كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد، بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست،
رو به آن وسعت بي‌واژه كه همواره مرا مي‌خواند.
يك نفر باز صدا زد: سهراب
كفش‌هايم كو؟

كفش‌هايم كو؟                              (سهراب)

[ سه شنبه هفتم تیر 1390 ] [ 15:45 ] [ محسن ]

 

فال حافظ شیرازی

شبای چله وقتی دور هم جمع میشدیم ریش سفید جمع با روش خاصی برامون فال حافظ میگرفت و با صدال دلنشینش برامون میخوند. میگفتن انتخاب غزل و فالخونی قوائد و اصول خاصی داره که باید رعایت بشه ...

شما هم برای اینکه فال حافظ بگیری اول نیت کن ، بعد فاتحه یا صلواتی برای روح این مرد بزرگ بفرست ، مثل همون ریش سفید ها حافظ رو قسمش بده و بعد روی دکمه نمایش فال کلیک کن ...

ای حافظ شیرازی !

تو محرم هر رازی !

تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی.

[ شنبه چهارم تیر 1390 ] [ 10:9 ] [ محسن ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

امکانات وب
آمار گیر
  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ