جهان هستی را چگونه می بینی
شناخت نفس مقدمۀ شناخت خداوند است و دلیل اینکه کسی خداوند را نمی شناسد این است که آن فرد خودش را نشناخته است.کاش انسانها میدانستند که برای چه قدم در این جهان هستی نهاده اند.آری اگر پنبۀ غفلت در گوش انسان نباشد، جا دارد که بر حال خود نه با یک چشم ،که با هزاران چشم بگرید.
ای کاش بدانمی که من کیستمی
در دایرۀ حیات با چیستمی
گر پنبۀ غفلتم نبودی در گوش
بر خود به هزار دیده بگریستمی(مولوی)
باید دانست ارزش انسان در چیزی است که بدنبال آنست، که در این زمینه در نهج البلاغه
در قسمت کلمات قصار داریم:
«ارزش هر کس به چیزی است که آن را نیکو میداند»
و سعدی عبارتی دارد به این مضمون که :« تو آنی که در بند ِ آنی»
و مولوی در رباعی زیر نیز به همین موضوع اشاره دا رد:
تا در طلب گوهر کانی ،کانی
ور در هوس لقمۀ نانی ،نانی
این نکتۀ رمز اگر بدانی به یقین
هر چیز که در جستن آنی، آنی(مولوی)
گر یک سر ِموی، سرٌ ِجانان بینی
هر درد که هست عین درمان بینی
یک قطره بگیر،خواه بد، خواهی نیک
پس لازم آن باش،همه آن بینی(عطار)
اگر انسان تمرکز بر روی موضوعی داشته باشد و دائماً فکر و ذهنش درگیر آن موضوع باشد ،همیشه و در همه حال آن موضوع در نظرش مجسم میشود ،حال اگر کسی دائم ذکر خدا را در دل داشته باشد و به فکر عظمت آفریدگار باشد ،همیشه و در همه حال و در همه چیز و همه جا آثار قدرت و عظمت خدا را مشاهده میکند.
یک یک نفست، زمان تو خواهد بود
یک یک قدمت، مکان تو خواهد بود
هر چیز که در فکرت تو میاید
آن چیز ،همه جهانِ تو خواهد بود(عطّار)
آری هر چیز که در فکر و ذهن ما جای گرفته است و دائماً در خیال و ذهنمان نقش بسته است ،آن چیز همۀ دنیای ما و آخرتمان را تشکیل میدهد.اگر آن چیز ثروت و قدرت و جاه ومقام وشهوات باشد ،همۀ جهان ما همین چیزهاست و اگر تفکر در خلقت و نعمتهای خداوند و اسرار آفرینش و عشق و محبت به آفریدگار باشد ،و دائم ذکر خداوند در زبان و دل ما باشد ،پس جهان ما ،مقام قرب خداوند خواهد بود .
فردا که زوال شش جهت خواهد بود
قدر تو بقدر معرفت خواهد بود
در حسن صفت کوش که در روز جزا
حشر تو بصورت صفت خواهد بود(ابوسعید ابوالخیر)
در فردای قیامت ارزش و مقام انسان به اندازۀ معرفت او میباشد و هرکسی هر صفت غالبی داشته باشد ،در قیامت به همان صفت محشور خواهد شد.
گر در طلب گوهر کانی کانی
ورزنده به بوی وصل جانی جانی
القصه حدیث مطلق از من بشنو
هر چیز که در جستن آنی آنی(ابوسعید)
ای آنکه کنی کون و مکان را محدث
پاکی ومنزّهی ز نسیان وحدث
جز فکر تو در سرم همه عین خطاست
جز ذکر تو بر زبان ضلالست وعبث(مولوی)
در واقع ارزش و ملاک انسانیّت در این است که جهان هستی را چگونه میبیند نکتۀ ظریف و لطیف انسانیّت در این است که آیا انسانی که غرق در احتیاج است و هر چه دارد از آفرینندۀ خو دارد ، راه سپاسگزاری را در پیش میگیرد یا به خالق خود عصیان میکند و راه ناسپاسی در پیش میگیرد و این موضوع معیار و ملاک ارزش گذاری کلّی انسانی میباشد و هیچ معیار دیگری (از قبیل علم و ثروت و سخاوت و شجاعت و ...) را نمیشود جایگزین این معیار کرد.که در قرآن نیز آمده است
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ «56»
« من جنّیان وآدمیان را جز برای اینکه مرا بپرستند نیافریدم» (سورۀ ذاریات آیۀ 56(
پاداش در روز قیامت نیز با توجه به آیات قران و فرمایشات ائمّۀ معصومین به همین شاخص، یعنی شاخص شناخت و معرفت ِ خداوند و در نقطۀ مقابل عقوبت در روز جزا به کفر و الحاد و خدانشناسی تعلّق میگیرد. در قران آمده است که خداوند شرک وکفر را نخواهد بخشید و یا خداوند کفر را برای بندگانش نمی پسندد.
إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا «48»
آیۀ 48 سورۀ نساء « محقق است که خدا هر کس را که به او شرک آورد نخواهد بخشید و سوای شرک هر که را خواهد میبخشد و آنکس که شرک به خدا اورد به دروغی که بافته است، گناهی بزرگ مرتکب شده است.»